*من که به عالمی پناهم،میره تا آسمونها آهم

زندان میشه به رسمه غربت،آخر گودی قتلگاهم

آتیش دل،سوز مرثیه هامه

ظلم و جفا،همدم لحظه هامه

جون میدم و،کاظمین کربلامه

ای خدا،ببین غریبم،دیگه نجاتم،بده ازین غم

واویلا واویلا واویلا…

*خصم ِ یهودی ِ بی وجدان،میزد من و چه بی بهانه

روزه بودم ولی افطارم،بوده طعام ِ تازیانه

برای دین،چه سختی ها کشیدم

زهر ستم به جان خود خریدم

طعنه ها از دشمن خود شنیدم

شد آهم،با دیده ی تر،برات بمیرم،شهیده مادر

واویلا واویلا واویلا…

*زندان بود و هجوم غربت،اما نشد تن تو بی سر

دلها بسوزه بر مظلومی،که شد سرش جدا از پیکر

تو کربلا،چه محشری به پا شد

تو قتلگاه،سری زِ تن جدا شد

وَ مثل ماه،هلال ِ نیزه ها شد

غمها بود،چه بی کرانه،که تسلیت شد،با تازیانه

واویلا واویلانوحه ی سنتی – شهادت امام کاظم علیه السلام

آن کوکب هدایت مولا امام کاظم

شد کشته از جنایت مولا امام کاظم

ای خاتم ِ امامت،مهدی سرت سلامت

در دل عزای مولا،واغربتا واویلا

زنجیر و پای مولا،واغربتا واویلا

بر او سَما بگرید،خیر النسا بگرید

مجروح ِ ظلم و کینه،آن پیکر شریفش

بر روی جِسر بغداد،مانده تن ِ شریفش

جسمش که پر بلا بود،به سوی کربلا بود

گرچه غریب چون او،چشم فلک ندیده

شکر خدا که دیگر،نشد سرش بریده

حسین سرش جدا شد،خورشید نیزه ها شد
 واویلا…

زمینه سنتی – شهادت امام کاظم علیه السلام

آه و واویلا صد آه و وایلا/از جفا پرپر شد گل زهرا

دل شده محزون از سوز آه او/کنج زندان شد قتلگاه او

مصطفی بر تن رخت عزا دارد/مادرش زهرا ناله ها دارد

سندی کافر بر پیکرش میزد/پیش چشمان مادرش میزد

روزه بود و وای از حال غمدارش/تازیانه بود قوت افطارش

روضه میخوانم با دیدگان تر/گشته تابوتش تخته ای از در

بسته بود از ظلم ِ خصم رُسوایش/غل و زنجیر ِ کینه بر پایش

در غل و زنجیر شد عاقبت آزاد/کربلایی شد وادی بغداد{jcomments on}